تبليغاتX
هميشه دوست داشتني
ايميل شخصي

  :  ....................................

 

شاید خدا خواسته که ابتدا بسياری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتيب وقتی او را يافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

اگه كسي رو كه واقعاً دوست داريد يه روز بخواد از شما جدا بشه يا بهتون بگه كه ديگه از شما بدش مي‌آد چه احساسي پيدا مي‌كنيد و بهش چي مي‌گيد؟

                                                 

من خودم چون واقعاَ دوستش داشتم براي تصميم اون احترام قائل مي‌شم و از زندگيش بيرون مي‌رم و براش آرزوي موفقيت مي‌كنم و هرگز اونو نفرين نمي‌كنم و سعي مي‌كنم عشقي رو كه نسبت به اون داشتم رو تبديل به دوست داشتن بكنم و آروز مي‌كنم كه يه روزي برگرده.

احساس و حرف شما چيه؟

 

 

تو مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاری Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری

روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره

از صدای تو شنیدم که دلت دوسم نداره

دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو

تو به دنبال ستاره من به یاد قسم تو

تو مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاریUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

هرگز از روز جدایی سخنی به لب نیاری

حالا روبروم نشستی حرف تو فقط جداییست

تو قسم نخورده بودی که یه دنیا بی وفایی

تو قسم نخورده بودی روزی عشق تو میمیره

نور یک ستاره شب جای مهتاب و میگیره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

چقدر فاصله اينجاست بين آدمها

چقدر قحطي روياست بين آدمها

كسي به خاطر پروانه ها نميميرد

تب غرور چه بالاست بين آدمها

واز صداي شكستن كسي نمي شكند

چقدر سردي وغوغاست بين آدمها

كسي به نيت دلها دعانمي خواند

غروب زمزمه پيداست بين آدمها

چه ماجراي عجيبيست اين تپيدن دل

واهل عشق، چه رسواست بين آدمها

چه ميشود همه از جنس آسمان باشيم

طلوع عشق چه زيباست بين آدمها

ميان اين همه گلهاي ساكن اينجا

چقدر پونه شكيباست بين آدمها

وكاش صبح ببينم كه باز مثل قديم

نيازومهروتمناست بين آدمها

بهار كردن دلها چه كار دشواريست

وعمر شوق چه كوتاستچقدر فاصله اينجاست بين آدمها

چقدر قحطي روياست بين آدمها

كسي به خاطر پروانه ها نميميرد

تب غرور چه بالاست بين آدمها

واز صداي شكستن كسي نمي شكند

چقدر سردي وغوغاست بين آدمها

كسي به نيت دلها دعانمي خواند

غروب زمزمه پيداست بين آدمها

چه ماجراي عجيبيست اين تپيدن دل

واهل عشق، چه رسواست بين آدمها

چه ميشود همه از جنس آسمان باشيم

طلوع عشق چه زيباست بين آدمها

ميان اين همه گلهاي ساكن اينجا

چقدر پونه شكيباست بين آدمها

وكاش صبح ببينم كه باز مثل قديم

نيازومهروتمناست بين آدمها

بهار كردن دلها چه كار دشواريست

وعمر شوق چه كوتاست بين آدمها

ميان تك تك لبخندها غمي سرخ است

وغم به وسعت يلداست بين آدمها

به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو

دلت به وسعت درياست بين آدمها.... بين آدمها

ميان تك تك لبخندها غمي سرخ است

وغم به وسعت يلداست بين آدمها

به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو

دلت به وسعت درياست بين آدمها....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

چراغي به دست‌ام چراغي در برابرم.


من به جنگ ِ سياهي مي‌روم.


گهواره‌هاي ِ خسته‌گي


از کشاکش ِ رفت‌وآمدها


بازايستاده‌اند،


و خورشيدي از اعماق


کهکشان‌هاي ِ خاکسترشده را روشن مي‌کند.



فريادهاي ِ عاصي‌ي ِ آذرخش ــ


هنگامي که تگرگ


در بطن ِ بي‌قرار ِ ابر


نطفه مي‌بندد.


و درد ِ خاموش‌وار ِ تاک ــ


هنگامي که غوره‌ي ِ خُرد


در انتهاي ِ شاخ‌سار ِ طولاني‌ي ِ پيچ‌پيچ جوانه مي‌زند.


فرياد ِ من همه گريز ِ از درد بود


چرا که من در وحشت‌انگيزترين ِ شب‌ها آفتاب را به دعائي نوميدوار


طلب مي‌کرده‌ام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

 تركه ميگن اولين حيواني كه به مكه رفت چه حيواني بود؟؟؟
ميگه    حاج زنبور عسل!!!!!           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

چه تلخ است درکنار کسی باشی و

و بدانی که هیچ وقت به او نخواهی رسید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

واقعياتي در مورد خيانت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* در جـوامع غربي در %66 ازدواجها پديده خيانت مشاهده
ميگردد.

* در ازدواجـهـايـي كـه يـكـي از زوجـين دست به خيانت زده
احتمال طلاق افزايش يافته است.

* %75 خيانتهاي جنسي به طلاق كشيده ميشود.

* ماهيت خيانت عشقي با خيانت جنسي تفاوت دارد.

* زنان و مردان براي خيانت عشقي خود دلايل يكسان اما براي خيانتهاي جنسي خود دلايل متفاوتي دارند.

* %15 زنان و %25 مردان جوامع غربي در دوره تاهل و زندگي مشتركشان بيش از 4 رابطه جنسي نامشروع دارند.

* %15 از افراي كه مرتكب خيانت جنسي شده اند همسر پيشين خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج ميكنند.

* %80 از افرادي كه به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر پيشين خود را طلاق داده اند از كرده خود پشيمان ميگردند.

* بيشتر رابطه هاي پنهاني معمولا 3-2 سال بطول مي انجامد اما برخي ممكن است مادام العمر باشد.

* عامل خوشبختي در زندگي زناشويي احتمال خيانت را منتفي نميكند.

* پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان كننده اي براي نداشتن رابطه پنهاني وي نميباشد.

بطور كلي 3 نوع خيانت و يا رابطه پنهاني وجود دارد:

  • رابطه عشقي
  • رابطه جنسي
  • رابطه اينترنتي

تعريف خيانت عشقي: يك رابطه پنهاني ميباشد كه در آن يك پيوند احساسي و جنسي صميمانه ميان يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد برقرار ميگردد.

تعريف خيانت جنسي: يك رابطه پنهاني ميباشد كه در آن يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد رابطه جنسي برقرار ميكند. در اين نوع رابطه عنصر علاقه و يا وابستگي احساسي وجود ندارد.

تعريف خيانت اينترنتي: شامل گفتگو و تبادل تصاوير و مشخصات يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد از طريق اينترنت و چت. محتواي گفتگوها و تبادل تصاوير و مشخصات عموما در رابطه با مسايل جنسي و صميمانه ميباشد.

عمده نيازهايي كه فرد در يك رابطه نامشروع و پنهاني سعي در تامين آنها دارد به قرار زير ميباشد:

مورد نياز بودن -رفاقت-درك شدن-از سوي فردي دوست داشته شدن-يك ريسك لذت بخش و مفرح-احساس آزادي - استقلال-سرگرمي- برآورده ساختن نيازهاي جنسي-تقويت اعتماد بنفس-سلطه جويي-تجربه تازه-ماجراجويي-القاء داشتن استحقاق و شايستگي-رقابت-شيطنت-پر كردن خلاء تنهايي-برتري جويي-انتقام جويي-تعلق پذيري-احساس امنيت-مورد پذيرش واقع شدن-هيجان-لذت جويي-احساس جواني كردن-تنوع طلبي-خود شناسي.

 خيانت عشقي، رابطه عشقي كوركورانه، رابطه عشقي تفنني، خيانت جنسي...

خيانت عشقي: اين نوع رابطه پنهاني در ابتدا از يك صحبت كوتاه آغاز شده و به تدريح به يك رابطه عميق و شديد بدل ميگردد. در پايان نيز چيزي جز ندامت و از هم پاشيدن زندگي فرد ثمري در پي ندارد. انگيزه اصلي آن افزايش اعتماد بنفس فرد ميباشد اما بطور كاذب. به انواع رابطه عشقي خيانت آميز توجه كنيد:

رابطه عشقي كوركورانه: در اين نوع رابطه پنهاني فرد به نوعي به عشق اعتياد دارد. وي به احساسي كه در هنگام عاشق شدن به وي دست ميدهد كه همان افزايش ترشح آمفيتامين در بدنش ميباشد اعتياد دارد. كه معمولا فرد را غير منطقي و شيفته ميگرداند. يك شهوت كوركورانه نسبت به يك فرد ميباشد كه در آن عشق بصورت وسواسي، غير واقعي، آتشين و بي پروا نمود پيدا ميكند. فرد در اين نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش ميزند كه به وصال معشوق خود برسد. هنگامي كه معشوق در كنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب ميكند و هنگامي كه معشوق حضور دارد احساس وجد. اين نوع رابطه عشقي ميتواند از چند هفته تا چند چندين سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پي ميبرند كه آنطور كه تصور ميكردند يكديگر را نميشناسند و با يكديگر سازگاري و تفاهم ندارند. در اين نوع رابطه فرد از همسر و يا شريك پيشين خود معمولا جدا ميگردد.

رابطه عشقي تفنني: اين نوع رابطه پنهاني بر مبناي دوستي، تفاهم و مراقبت دو جانبه از يكديگر شكل ميگيرد. اين نوع رابطه به نوعي گريختن از وظايف، مسئوليتها و فشارهاي زندگي روزمره و پناه آوردن به يك فرد جديد ميباشد. در اين نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه اي احساساتي ميباشند و ممكن است كه با هم رابطه جنسي برقرار كنند و يا هيچگونه رابطه جنسي با يكديگر نداشته باشند. در اين نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند كه فرصتي براي خود شناسي، رابطه جنسي، تجربه اندوزي، مشاوره و مورد پذيرش قرار گرفتن در اختيار آنان قرار ميدهد. دو فرد در اين نوع رابطه بسيار محرم يكديگر بوده و رازدار ميباشند. ميتواند سالها بطول انجامد و يا حتي مادام العمر ادامه يابد. فرد ممكن است از همسر و يا شريك پيشين خود جدا نگردد و حتي اعتقاد داشته باشد كه رابطه پنهاني وي و برآورده گشتن نيازهاي وي از اين طريق سبب تحكيم زندگي مشتركش ميگردد.

رابطه عشقي مقطعي: اين نوع رابطه پنهاني در دوران تغيير و تحول و عبور از يك مقطع به مقطع ديگر زندگي فرد به وقوع مي پيوندد. ميان دو فردي كه خواهان تجارب غير جدي، سرگرم كننده و افزايش دهنده عزت نفس ميباشند. بيشتر در هنگام رويدادهاي مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفيع، پاداش، يافتن شغل جديد توسط همسر، فرزند دار شدن و يا نقل مكان به يك خانه جديد حادث ميگردد. در زمان موفقيت در فرد نوعي احساس شايستگي و كفايت پديد مي آيد كه در فرد توقع يك پاداش ويژه را ايجاد ميكند. مانند رابطه برقرار كردن با يك فرد تازه كه هم سرگرم كننده باشد و هم زياد سختگير و مشكل پسند نباشد. اين حالت در زمانهاي ناخوشايند نيز ميتواند به وقوع بپيوندد. زماني كه فرد خواهان فردي است كه قادر باشد ناكامي، شكست و ناراحتي وي را درك كرده و تسلي خاطر و پشتيبان وي باشد. اين نوع رابطه كلا زود گذر ميباشد و عمرش كوتاه است. شايد كمتر از يك سال و بندرت زندگي مشترك فرد را از هم ميگسلد. اين رابطه براي فرد نيازهاي امنيت، اختيار داشتن، تعلق پذيري، عاشق و معشوق بودن، مورد پذيرش بودن و اعتماد بنفس را تامين ميكند.

رابطه عشقي انتقامجويانه: برخي از زنان از مردان و برخي مردان نيز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فريب دادن و بازي دادن ديگران ميبينند. آنها دروغگويان ماهري نيز ميباشند. آنها قربانيان خود را معمولا از ميان افراد آسيب پذير، ساده لوح و معصوم شناسايي و انتخاب ميكنند. آنها در ابتدا وعده هاي خوشايندي به طرف مقابل ميدهند اما در انتها چيزي جز ناكامي، رنجش خاطر و تحقيرشدگي براي قرباني باقي نميگذارند. فرد ابتداي آشنايي خيلي با حيله گري و ظرافت به قرباني نزديك ميگردد. ممكن است خود را فرد بسيار موفق و يا سرشناس معرفي كند و يا آنكه خود را يك قرباني رقت انگيز جا زده و حس ترحم قرباني را بر بينگيزد. اما پس از گذشت زمان بتدريج قرباني را نا اميد، تحقير و مطيع خود ميگرداند. پول، وقت، انرژي و اعتماد بنفس قرباني خود را ميگيرد. در اينگونه افراد با سلطه جويي و كنترل كردن فرد ديگر نوعي احساس امنيت در فرد پديد مي آيد. فرد در اين رابطه پنهان از همسر و يا شريك پيشين خود جدا نميگردد.

 خيانت جنسي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رابطه جنسي رفاقتي: در اين نوع رابطه پنهاني دو فرد با يكديگر رابطه جنسي داشته و از يكديگر مانند دو دوست مراقبت ميكنند. با اينحال زياد با يكديگر صحبت نميكنند. آنها با يكديگر خوش بوده و با يكديگر بودن لذت ميبرند. آنها ميپندارند كه اين نوع رابطه پنهاني نه تنها هيچ لطمه اي به زندگي مشترك با همسرشان نميزند بلكه تاثير مثبتي نيز بروي آن ميگذارد. اين نوع رابطه ممكن است سالها بطول انجامد. اين رابطه عزت نفس، حس پذيرش، هيجان، خيالپردازي، لذت، شيطنت، اشتياق وارضاي تمايلات جنسي فرد را برآورده ميسازد.

رابطه جنسي ماجراجويانه: در اين رابطه پنهاني نيز رابطه جنسي وجود دارد. يك رابطه مفرح و شيطنت آميز ميباشد. دو فرد برخي اوقات تصور ميكنند كودك بوده و طرف مقابلشان اسباب بازي ميباشد كه به فرد ديگري تعلق دارد. هر دو فرد در اين رابطه خود محور بوده و در جستجوي لذت خويش ميباشند. معمولا نيز داراي شريك جنسي فراواني هستند. براي فرد رابطه جنسي يك بازي رقابتي و وسيله اي براي كنترل و سلطه جويي ميباشد. اين نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شايستگي ،رقابت، هيجان، شيطنت و زيركي ميبخشد ولي در نهايت باعث از هم گسستگي زندگي و شرمساري او خواهد گرديد.

رابطه جنسي مرض گونه: برخي روابط جنسي پنهان تنها يك شب بطول مي انجامد. حتي فرد نام معشوقه خود را نيز به خاطر نميسپارد. اينگونه افراد تنها ميخواهند چيزي را اثبات كنند و تنها انگيزه آنان ارضاء جنسي ميباشد. در جستجوي روابط جنسي بودن مكرر آنان آشكار كننده احساس ترديد به خويش، خشم، انتقامجويي و ياغيگري مفرط آنان ميباشد. در اين نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نميگردد چون نيازي به اين كار ندارد. اين نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسكين، خصومت، تنهايي، برتري، و انتقامجويي ميبخشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

دروغ شماره 10    

 من تو رو همين جوري که هستي دوستت دارم  

آيا واقعا" تصور مي کنيـد که او دوست ندارد هيچ تغـيـيـري در شمـا بـوجـود بـيايد؟ هيچ تغييري؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد  مگـر ايـنکه در ماه عسل بسر ببريد چون در اين زمان شما يک مرد کامل براي همسرتان هستيد. دير يا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.

دروغ شماره 9

من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم

گذشه از اينکه دوستان شما تا چه اندازه جالب مي باشند، هـمـسرتـان علاقه اي به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهاي اول بروز ندهد ولي بالاخره صبرش تمام شده و شما را از اين کار منع خواهد کرد.

دروغ شماره 8

جم و جور کردن خونه را دوست دارم

اين هم از آن دروغ هايي است که همسر شما ممکن است در اوايل ارتـباط شـما بيان کند. اينکه "دوست دارم ظرفهاي نشسته را بشويم"، "لبـاسـهاي کثيف تو را شسته و اتو کنم"، ديري نخواهد انجاميد که اين دروغ او نير برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.

دروغ شماره 7

من عاشق خانواده تو هستم

اگر مرد خوش اقبـالي باشيـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـويد که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شايد او از آنها  شما متنفر  باشد ولي براي اينکه احساسات شما جريحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. براي اينـکه عـلاقه واقـعي هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهميد کافي است به او بگوييد که مادرتان بـراي فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنيـد: اگر تمامـي عضلات صورتـش سـفت شـد و با يـک لبـخـند زوري زيـر لب و آرام گفت "خيلي خوبه"   آنوقت نتيجه بگيريد که او کشته مرده خانواده تان نيست.

دروغ شماره 6

 من عاشق ورزش هستم

اين هم از آن دروغـهاي روزهـاي اول زندگي است. او براي ايـنکـه نـشان دهـد با زنهاي ديگر متفاوت است و اينکه داراي علايق مشترک با شما ميباشد پا به پاي شما جلوي تلويزيون مي نشيند و تا دير وقت فوتبال تماشـا مي کنـد ولي بعد از گذشـت چـند ماه شکايتها شروع شده و متاسفانه ديگر نـخـواهيد تـوانسـت با خـيال راحـت بـه تماشاي فوتبال بنشينيد.

 دروغ شماره 5

  از اينکه مي گويي چاق هستم اصلا دلخور نمي شوم

فرقي نمي کند که شما چه مي گويـيد، در هر صورت او عـصبـاني مـي شود. اگر بگوييد که خيلي زيبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف ديگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنيد قطعا" يک دعواي حسابي در اتاق نشيمن شما رخ خواهد داد.

 دروغ شماره 4

 حق با تو است  

خيلي وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با اين جمله او تمام مي شود: "باشه حق با تو ست، تو خيلي بهتر از من مي فهمي". همسر شما فقط براي بريدن صداي شما اين جمله را مي گويد در حاليکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسي که اشتباه مي کند شما هستيد و پيش خودش ميگويد: " بالاخره مي فهمه که اشتباه مي کنه" و سپس به دنبال دليلي براي توجيه حرفش خواهد گشت.

 دروغ شماره 3

 برايم مهم نيست که به زنهاي ديگر نگاه کني

اگرچه ممکن است همسرتان براي ايـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکري است اين دروغ را بشـمـا بـگويد اما او  دوست ندارد که شما حتي به يک ماکت زن مو قرمز پشت ويترين مغازه نگاه کنيـد. او مـي خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه ديگري.  بنابر اين اگر او به شما گفت که مهم نيست و اذيت نميشود هيچگاه چشمان خود را بيش از اندازه به اطراف منحرف نکنيد چون در غيـر اينـصورت بايد منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشيد!

دروغ شماره 2

 پول براي من هيچ اهميتي ندارد

پول اهميت ندارد، ولي مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوييم همه زنها موجودي حساب بانکي همسرشان برايشان مهم است ولي اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادي در يک حد متـعادل و رفاه نسبي قرار داشته  و داراي استقلال مالي باشند.

 دروغ شماره 1

  نگران نباش عزيزم، اين براي همه پيش مياد

اکثر مردان در مرحله اي از زندگيشان موقتا" دچار  ناتواني جـنـسي مي شـوند و اکثر زنان نيز از اين موضوع مطـلع هـسـتند.  با  اين حال اين مـساله بـدان مـعنا نيست که همسر شما  شاکي و دلـخور نمي شود.  اين دروغ  يـکـي از چـنـديـن دروغ جنـسـي ميباشد که زنان بـراي جريـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـي گويند، دروغهايي که خوشبختانه مضر نيستند. در نـهايت حتـي اگر شـما براي همسرتان يک شريک جنسـي ايـده آل نـباشـيد، هـمسرتـان از بين همه مردان  شما را انتخاب کرده بدون اينکه خـوب يا بد بودن آميزش برايش فرقي داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

اي خـــدا                     اي خـــدا                    اي خــــدا

ديگه دنيا واسه من تاريكه

زندگي كوله رهي باريكه

آخر قصه من نزديكه

اين منم از همه جا وامانده

از همه مردم دنيا رانده

رانده و خسته و تنها مانده...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

گرچه دل كندن از تو آسان نيست كه برايم به مرگ هم شايد...
مي روم گم شوم در انبوه خاطراتي كه بعد ِتو  بايد...

من معماي ساده اي بودم ، حجم تنهايي تو پيچيده
حل شدم در تو زود و ذهنت باز يك معماي تازه می زايد
 
آه! من طعنه مي زنم انگار! هرچه باشد هنوز زن هستم!
دست من نيست شيطنتهايم ، اتفاق است، پيش می آيد!

بعد از اين استکان زهرآلود ، چون عروسی به خواب خواهم رفت
جای قند و نبات، عزراييل بر سرم گرد مرگ می سايد

آرزوهاي كوچكم را حيف مي برم با خودم به گور اما
آرزو مي كنم تو خوش باشي، حسرتت بر غمم می افزايد

مجلس ختم من كه مي آيي ، يك لباس سفيد بر تن كن
بارها گفته ام به تو آقا! رنگ مشكي به تو نمي آيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

من آن کلاغ عاشقم!
آن شب كه بي ستاره ترين ماه، در محاق...
تنها نشست روي صف سيم ها كلاغ
 
شب بسته بود پلك اتاقي كه روزها
مي شد شنيد از لبش آوازهاي داغ
 
هر روز پشت پنجره غوغای تازه بود
از آرزوي خفته در آواز آن اتاق...
 
آن شب كلاغ خيرهء يك پنجره نشست
تنها به اين اميد كه روشن شود چراغ
 
شب‌تابهاي پچ پچه در گوش بيدها
گفتند: عاشقست! خبر را به گوش باغ...
 
و ... صبح روز بعد زني با قفس رسيد
قلاب كرد باز قفس را به كنج تاق
 
*
بعدا كسي نگفت كه آيا عجيب نيست
مرگ كلاغ و زرد قناري به اتفاق؟
 
*
هرچند پشت ميله اسيريم، عاشقيم
تو مثل آن قناری و من مثل آن کلاغ

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

تنهایی آمده بود سراغم
مثل روزی که تو آمدی
او رفت
شبی بود روزگارم
فاتح شبهاي شدی
خورشید روزهایم شدی
بر آسمان دلت چشم دوخته ام
زمینی بودن فراموشم شد
زمستانی بود هوای دل نیلوفری ام
در خواب و پریشانی
کنون بهاری بیزبان
مرا غرق نیاز کرده
مرا از خود رها کرده
با خویشتن وفا کرده
در بوستان گلی
به سرخی عشق
نصیب
دل نیلوفر بی تاب کرده
لیلی نیلوفری را
بی زبانیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

خنـــــــــده

۱- لبخند، تمام عضلات اصلي صورت را آرام مي‌كند و باعث مي‌شود كه زنجيره‌اي از واكنش‌هاي احساسي ايجاد شود و احساس خوشايندي به شما دست دهد.

2- خنده، ترشح آندروفين‌ها را در بدن افزايش مي‌دهد. آندروفين‌ها، موادي شبه مورفيني در بدن هستند كه اثر آرام‌بخشي دارند.

3- با صداي بلند بخنديد، تحقيقات نشان مي‌دهد، خنده‌اي كه از ته دل باشد، از ميزان هورمون‌هاي استرس از جمله كورتيزول و اپي‌نفرين مي‌كاهد و بر سلامت بدن مي‌افزايد. بعلاوه اثرات مفيد آن تا 24 ساعت باقي خواهد ماند.

4- سه دقيقه خنديدن با صداي بلند معادل ده دقيقه ورزش آيروبيك اثرات مثبت دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

چگونه متفاوت باشيم!

خدمت اون دسته از برادرانی که میخوان از امروز متفاوت باشن عرض سلام دارم و بهشون تبریک میگم . در ادامه نکاتی چند در ارتباط با متد متفاوت بودن رو عرض میکنم

مواد لازم و به شدت مورد نیاز!:
عينک آفتابی BOSS یا Diesel یا Okley اصل (حالا این مارک ها هم نبود مهم نیست اما باید خداتتومن پولش باشه تا رفقا و اهل محل با دیدن و شنیدن قیمت اون احساس نابودی بهشون دس بده! )  حتی شبا هم خواستی استفادش موردی نداره ! اونقد به آدم نگاه ميکنن و میگن عجب آدم متفاوتی که نگو...!
لباس...از اونجایی که لباس های عجق وجق ارزونه و تا حدودی جواتی! طبق مد پيش بری بهتره ٬ الان دیگه نباید فکر خوشتیپی باشی... چون مد با تیپ سازگار نیست. رنگ لباسايی که میپوشی اصلا نباید به هم بيان ٬ بعد از لباس که تاکید میکنم بسیار مهم و حیاتیه میرسیم به...
مو و ریش...
موهات باید بلند باشه...اگر نیست خوش اومدی دیگه اینطرفا هم پیدات نشه! اما وایسا چون تازه کاری یه راه دیگه واست میذارم و اون این که تيغ رو برداری و کله رو خلوت کنی!... راه ديگه ای وجود نداره شرمنده !
اهل ولخرجی بیشتر هستی یا نه؟! البته چاره ای نداری! الان برو یه CD Player بخر و بیا که اصل کاری همینه! تو جیب شلوار یه جوری بذار که قلپی بزنه بیرون! هدفونش هم همواره تو گوشت باشه حتی اگه CD هم نداشتی...
کفش و موبایل هم چون خودت تو مودش هستی میسپرم دست خودت هر گلی زدی به کله خودت زدی...
و اما...
یک روز تلاش بی وقفه برای متفاوت بودن یک انسان متفاوت!
با دوستت قرار داری ٬
از خونه که ميای بيرون اول يه نگاه به اينور اونورت ميندازی٬ با يه نگا کوچه رو سيرو سياحت ميکنی ٬ اينور کوچه  سروصدای بچه های همسايست که ديگه شورشو در آوردن ٬ روزو شب که حاليشون نيست (واسه خودشون عالمی دارن که آدم وقتی بزرگ ميشه ميفهمه عجب چيزي بود جان خودم !) اما وقتی تو رو میبینن فوتبال بازی کردن یادشون میره !
ميای سر کوچه ٬ از زير عينکت همه رو مثل مورچه نگاه ميکنی ٬ اين از اولين اصول متفاوت بودنه ! کسی آدرس پرسيد يا جواب نميدی يا طرفو میپيچونی که راه دوم بيشتر مواقعی کاربرد داره که با رفقا دور هم جمعيد...
تو خيابون خيلی های کلاسانه از تو پياده رو رد ميشی... موزيک پوزيکم صداشو بلند کن تا ديگه صدا از بيرون نشنوی .اصلا اينور و اونور و  نگاه  نميکنی ! ممکنه خداي نکرده پرستيژت به هم بخوره ! اينکه دقيقه ای يه ماشين سرعت خفن با موزيک اِمينم يا جواد يساری از کنارت رد ميشه اصلا نظرتو جلب نميکنه ! ... تاکسی ماکسی هم نميگيری که افت کلاس داره ! ولی حالا اگه راه دوره موردی نيست  ...تو ماشين که نشستی...همين استيلو حفظ ميکنی... ديگه بقيش بستگی به عرضه ی خودت داره  ! بالاخره  ميرسی به محل قرار !  ( همونجايی که با رفيقت واسه کلاس ادبيات قرار گذاشته بودی !!) 

هی هی هی....با تو ام !....ژست نگير رفيق !!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 0:28 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

امشب دلم گرفته زبس غصه خورده است

گويی مرا به ورطه طوفان سپرده است

امشب دوباره‌ آه دلم گريه ميکند

 شايد مرا نگاه تو از ياد برده است

 چشمان من زبس به رهت خيره مانده بود

 اينک کنار پنجره گويی فسرده است

بنگر به دفتر غزل و خاطرات من

احساس ميکنم که دلم بی تو مرده است

چشمان خيس دو شمع وگل وغزل

 اين دل صدای پای تو را هم شمرده است...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

حقيقت روزگار ملت ما

الان كه كه دارم اين متن رو مي نويسم تنها هستم و ديگه آخرشبه اما خيلي حالم گرفتس...

البته نمي دونم چرا ؟؟ خوب بعضي وقتا براي همه آدما پيش مياد حالا با دليل و بي دليل اما امروزه و توي اين زمونه اكثر جوونها با اين حال آشنا هستن. همه نگران آينده و فردا خود خوب با وجود اين همه بيكاري و مسائلي كه بعد از اون پيش مياد همه نگران هستند اما فقط در موردش حرف ميزنن و هيچ كاري انجام نمي دن.

واقعا نمي دونم 10 سال ديگه اين كشور چي ميشه !!!  خدا مي دونه ! واقعا اون موقع همه وحشي     

 مي شن و...

الان توي كشور بعضي ها خودشون رو به بي خيالي زدن و بعضي ها هم كه هركاري مي كنن نمي تونن هيچ كاري انجام بدن و تلاشي بيهوده مي كنن

خوب دسته اول ديگه دست از همه چيز برداشته و فقط فكر گذران عمر هستندو زندگي رو پوچ مي دونن چون بي هدف هستن و يعني بايد گفت " بي هدفشون كردن "

دسته دوم كه ميخوان خودشون رو بالا بكشند و به هدف خودشون برسند هرچه تلاش مي كنند به جايي نمي رسند يعني كسي اجازه نمي ده كه به هدف برسن. ببيند الان شما با تمام زحمت ميري مدرك مي گيري با اون هزينه هاي زياد و سختي هايي كه بايد تحمل كني بعد از اتمام درس ميايي وارد جامعه مي شي مي بيني بيخودي رفتي و چند سال عمرتو هدر دادي ...

حتي ديگه توي سربازي رفتن هم بايد پارتي داشته باشي كه ببرنت سربازي ( واقعا ديگه اينطوريشو نديده بود واقعا )

ميري براي يه اداره استخدامي زدن : ميري مدارك رو ميدي و امتحان ميدي و به خيلي سوالا جواب مي دي

فردا كه ميري براي جواب مي بيني فاميل فلان رئيس اومده و اونجا استخدام شده و تو همش سركار بودي و ميگن شما قبول نشدين و بفرمائيــــــــــــــــد ...

حالا ديگه اون بايد چي كار بكنه كه نكرده. اوني كه پول داره كه اصلا سراغ كار نمياد كه . ميري اداره كار شهرستان و كارت بيكاري مي گيري و بهت ميگه كه شما برو من خودم خبرت مي كنم خبر نداري كه بابا 2000 نفر جلوت كارت گرفتن و هنوز توي خونه موندن بابا

خوب به اين نتيجه مي رسي بري و بصورت أزاد بيرون كار كني ...

اما وقتي وارد بازار أزاد مي شي مي بيني ماليات و كرايه مغازه و شهرداري و جواز وووو

اينا همه خيلي بيشتر از درأمدت مي شه و بايد يه پولي جور كني بزاري روي پول خودتكه اونا رو پرداخت كني از اون كار هم به صورت اجبار كنار مي كشي

خوب جووني كه با هزار اميد و أرزو ميره دانشگاه كه بعدش تامين باشه و در رفاه باشه

البته اينم بگم كه در چند سال أينده تعداد متقاضيان دانشگاه خيلي خيلي كم ميشه فقط افراد پول دار ميرن دانشگاه و بس . بقيه بايد بميرن و هيچي هم نگن

تازه امسال خيلي ها رفتن و براي استخدام شدن أزمون استخدام ادواري شركت كردن اما قانون جديدي اومده كه ازمون براي شهرهاي كوچك مد نظر نيست يعني همه يكسال سركار بودين همين ديگه ...

خوب با اين اوضاع چطور بايد جوونا شاد و سرحال باشن و احساس به أينده داشته باشن ها....

البته خيلي چيزاي ديگه هم هست كه ديگه اونا رو نمي گم يكي دوتا نيستن كه ...

حالا نظر شما چيه در مورد اين ملت ما ؟؟؟؟‍‍‍‍‍‍

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

يــا رب به خـــدايي خداييـــت         وانگه به كمــال كبرياييـت
از عمر من آن چه هست برجاي     برگير و بر عمر ليلي افزاي

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

در تنهاییم وا مگذاری این عشق بی زبان را
که
در یک زندگی , در یک بودن
زندگی را به دست مرگ بخشیده ام
آه در دلم به سکوت نشسته
وفریادم
زیر شلاق سایه ها شکسته
کویر بی تاب تنم در تمنای
دستان تو میسوزد
با من بمان
حتی به اندازه یک لحظه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

زمان خيلي كند است

 

براي كساني كه انتظار مي‌كشند

 

خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند

 

خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگين‌اند

 

خيلي كوتاه براي كساني كه شاد‌اند

 

ولي براي كساني كه عاشق‌اند

 

زمان جاودانگي است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

  • يك كم ديگر فكر كنيد


نه و نگمه! برو بابا… اصلاً كي گفته عاشق شدم؟! اونم عاشق تو. مگه آدم قحطه؟! اين همه دختر؛ هم بر و روشون از تو بهتره، هم تحصيلاتشون، هم خانواده‌شون، اصلا به قول مامانم قد و هيكلشون هم بيشتر به من مي‌خوره. خلاصه بهت بگم خيالات بر نداردت. دوبار بهت خنديدم و چهاربار تحويلت گرفتم فكر كني خبريه. نه بابا! از ما ديگه گذشته اين لوس بازي‌ها و بچه بازي‌هايي كه جووناي ديگه اهلش هستند. من فقط كافيه چراغ سبز نشون بدم تا...
اِ ..اِ … صبر كنين!
حالا كجا مي‌رويد؟! هنوز حرف‌هايم تمام نشده است كه... منظورم اين نبود كه اصلاً دوستتان ندارم. نه، فقط خواستم بگويم عاشقتان نيستم. از اين كلمه هم خيلي بدم مي‌آيد.
من! من غلط بكنم بگويم شما بي‌ريختين. دختر شاه پريان بايد جلوي شما از اون پارچه قرمزها بياندازد.
استغفرالله! ديپلم كم مدركي نيست. تازه دانشجو هم كه هستيد. همين چند روز ديگر، فوق فوقش چند سال ديگر ليسانس را استاد مي‌كنيد. من غلط كرده باشم بخواهم توهين كنم. به خدا پناه مي‌برم و منظورم اين بود كه اگر يك خانواده اصيل توي تهرون باشه، خود شما هستيد. اصلا ً ما كجا و شما كجا!
باز هم اشتباه كرديد. بابا قد خودمو گفتم كه بچه‌ها بهم مي‌گويند نردبان دزدها! شما كه قامت رعنايتان شهره‌ي خاص و عام است. حالا اگر مي‌شود يك كم ديگر فكر كنيد شايد راهي وجود داشته باشد كه من و شما...
فقط كمي درباره‌اش فكر كنيد تو رو خدا!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

من ، تو ، شوق رسيدن!

مي گويند: بتاب!
از بدو دلدادگي تا انتهاي سرگشتگي!
و من؛ مات! تنها در افکار خود سايه روشن مي زنم!
مي گويند: بخوان!
از ابتداي خلقت تا روزهاي نيامده!
و من؛ مبهوت! در آشفتگي خود فرياد مي زنم!
مي گويند: برقص!
از بلنداي ناز تا خواهش نياز!
و من؛ بي تاب! دوش به دوش پروانه ها ديوانه مي شوم!
مي گويند: بمان!
از ديروز روز تا فرداي شب!

و من...
و من مي روم!
که شامگاهان بي روزن به استجابت صبح ننشسته اند!
مي روم که آغاز کنم!
از امروز روز تا فرداي روزتر؛
اما؛
آخر بي همسفر که نمي شود پريد!
بايد تو باشي تا شوق رسيدن معنا بگيرد!
تو بالهاي مرا بگيري و من دستان تو را!
و سرود رفتن و رفتن را تا فرداها در گوش جانم زمزمه کني!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

انواع شخصيت

  • جستجو گر: ماجرا جو و مخاطـره طـلب. او تـرسي از برهم زدن قوانين و عادتها ندارد.
  • رهبر: يك انسان اهل ريسك كه دوست ندارد هيچ فرصتي را از دست بدهد. يك رهبر هميشه نسبت به هوادارانش بي نهايت با وفا و صادق است.        
  • سنت گرا: با تـجـهـيز به حـواس پـنجگانه و بـكـارگيري مهارتهاي عملي در طلب پايداري و استواري است. دوستانش او را قابل اعتماد مي پندارند.
  • فرد گرا: در مسيـرهايش مستقل است. او شخصي كنجكاو و مملو از شگفتي و مسائل غير منتظره مي باشد. 
  • ياغي: يك قـلب شـكاك كـه روحـيـه ستيزه جويي داشته و فقط از خود طرفداري مي كند.
  • بخشنده: انساني بسيار سخاوتمند كه دوست دارد همه را ياري و كمك نمايد.
  • خالق: كنجكاو و احسـاسـاتي بـه هـمراه مـزاجـي آتشين، دوست دارد از طريق موازنه، جهان را به مكاني مناسبتر مبدل كند.
  • قهرمان: يك بـرنـده طـبـيعـي، قـهــرمان با سختيها و مشقات زندگي با تحمل و شجاعت برخورد مي كند.
  • پشتيبان: آرام و منطقي، ديـگران بـه او اطـميـنان كرده و نقطه اي قابل اتكا براي خود مي دانند.
  • يكسان ساز: فردي بـا تـجربه و تـوانا كه ميتواند خودش را با هر وضعيتي تطابق دهد.
  • ملاحظه گر: ذاتا" محـتـاط و هـوشـيـار اسـت. مـوقـيـعت ها و ديـگران را پيش از انجام اعمال نابهنگام، مشاهده و مراعات مي كند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

بـــــــــــد

با «نه» شنيدن از تو كه من كم نمي‌شوم!


مجنون‌نمـــاي مــردم عالم نمي‌شوم

 

اين اوّليـــن خطاي تو، حوّاي سنگ‌دل


پنداشــــتي بدون تو آدم نمي‌شوم

 

بعداز تو اي خزان‌زده ديگر براي هر


شب‌بوي تشنه‌لب‌شده شبنم نمي‌شوم

 

دلخور نشو عزيز! از اين خُلقِ بي‌خيال


گفتم كه بي تو پاپيِ خُلقم نمي‌شوم

 

آه اي نگاه‌هاي تماشـــا، خداوكيل!


علّاف چشم‌هـــاي شما هم نمي‌شوم

 

بگذار صـادقـانه بگـويـم بدون تو


هر كار مي كنم... نه... نه... آدم نمي‌شوم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

عشق با درد همراه است- چون رشد را موجب مي شود.

عشق با درد همراه است چون عشق چنين مي طلبد.

عشق با درد به همراه است چون عشق دگرگون مي کند.

عشق با درد همراه است- چون در عشق از نو زاده مي شوي.

عشق واقعي تنهائي را به يگانگي مبدل ميسازد.

اگر ديگري را دوست ميداري- اگرميخواهي ياريش کني-کمک کن تا يگانه شود.

نبايد او را اشباع کني. تلاش نکن با حضور خود به گونه اي او را کامل کني. ديگري را کمک کن تا يگانه شود.

چنان سيراب از وجودخود که نيازي به حضور تو نباشد

عشق يک پيوند است.

عاشق و معشوق هر دو تلاش مي کنند خود باقي بمانند- در پيوند و در عين حال مستقل-چنين است که مبارزه اغاز مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

جلــوگيـــري از هيجـــان

برای دستیابی به چنین توانایی به نکات زیر باید توجه فرمائید:

  • از چگونگی تنفس خویش آگاه باشید. تنفس آرام و عمیق داشته باشید. با این عمل ساده بطور طبیعی می‌توان ضربان قلب و فعالیت ذهن را آرام کرد. هر نوع انقباضی را در بدنتان بخصوص عضلات ، شانه‌ها ، گردن و فک را بررسی و تعدیل کند.
  • سعی کنید بر هیجانات خود مسلط باشید. هنگامی که با دیگران هستید زمان مناسبی برای ابراز هیجانات شدیدتان نیست. بنابراین از آنها پوزش بخواهید و برای مدتی از آنها دور شوید. به آنها بگوید که احتیاج به زمانی دارید تا بر اعصابتان مسلط شوید و چند لحظه دیگر برگردید.
  • حتما با افرادی دلسوز و مجرب ارتباط داشته باشید و مشکلات خود را با آنها در میان بگذارید. چنین ارتباطی به شما کمک خواهد کرد تا در حس و رفتارتان تعادلی برقرار کنید و احساس تنهایی و انزوا نکنید.
  • روش دیگری در کنترل کردن هیجانات ، ثبت آنها در دفتر یادداشت روزانه است.
  • اگر موضوعی برای شما بسیار اهمیت دارد، آنرا بی‌پرده با دیگران مطرح کنید، اما قبلا درباره آن موضوع و موقیت خود خوب فکر کنید. به یاد داشته باشید که تغییر در ارتباطات به مرور زمان رخ می‌دهد و صحیح نیست که این تغییر بر اساس اصول غیر منطقی و یا هیجانات زودگذر باشد.
  • با خودتان مهربان باشید. فرصتهای اضافی کوتاهی که دارید، فعالیتهای مورد علاقه خود را انجام دهید. در این فاصله زمانی ، ذهن شما آرامش لازم را باز خواهد یافت.
  • سعی کنید برای مدت کوتاهی به موضوعی که باعث آشفتگی شما شده است، فکر نکنید. چرا که در چنین شرایطی ذهن قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارد و در زمانی مناسب که آرامش بیشتری دارید، بطور صحیح راه حلی برای مشکل و ناراحتی‌تان پیدا کنید. با انجام دادن فعالیتهای فیزیکی از قبیل ورزش کردن و کلاس رفتن و کار سخت انجام دادن خود را خسته نموده و توجه و تمرکز خود را به آنها معطوف سازید.
  • کارهای همیشگی و امور روزمره خود را انجام دهید. بدین گونه زندگی شما تحت کنترل خواهد بود.
  • چنانچه مکررا دچار احساسات و هیجانات شدید و ناراحت کننده می‌شوید، حتما با مشاوران مجرب مشورت کنید و یا کتابهای منتشر شده در این زمینه را بخوانید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

ü     مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن

ü     حقا كه بي وفايي رو خوبم رعايت مي كنن

ü     درستكه اينجا همه پاييز رو دوست ندارن

ü     پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي زران

ü     اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن

ü     چند تا غم و يه غصه وآرزويي محال دارن ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

دلتنگی...

در غروب ملا ل آ ور دهکده های درد

پيشانی به سنگ سرد می سايم

تا تب ؛ هجوم لجام گسيخته اش را

اندکی شايد تقليل دهد

که پای تا به سر ؛

در شط غمگين انزوای نشسته در جمع!!!

غرق غرقم .

دستانم چونان نيلوفران شکسته ساقه

راه رسيدن به آفتاب را

از قامت دوست طلب می کردند

 وشادمانه بر پيکر بالا بلندش می پيچيدند

بی خبر از داس پنهان ارتباط

 که خانه ی پاک وی را تسخير کرده بود .

من اينک مانده ام و دست هايی آويزان ميان زمين و آسمان .

 شايد ياری ديگر

 در وقتی ديگر

آه شايد وقتی ديگر ...!.                  

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

دوسـتـان خـوب يـك سري ويژگي دارند كه آنها را از ديگران
متمايز مي كند و سبب ميگردد دوستــان بيشتري در كنار
خود داشته باشند بنابراين با تـغيـيـر رفـتـار خــود به جرگه
اينگونه افراد بپيونديد:

1- يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي
زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا
ميباشد.

2- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل
اطمينان بوده و سر موقع حضور مي يابد.

3- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمي ورزد.

4- يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد.

5- وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد.

6- هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود.

7- اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند.

8- يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.

9- وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود.

10- وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد.

11- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد.

12-
وي اجازه نمي دهـد كسـي پشت سر شما و در غياب شما در مورد شما بدگويي كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

13- شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد.
14- هنگاميكه خودروي شما دچار نقص فني گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

15- روز تولدتان هميشه به يادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـي بـراي آن روز تـــدارك نديده باشيد شما را به بيرون برده و يـا برايتان كيك سفارش ميدهد.

16- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد.

17- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند.

اگر دوستي را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاري تا بحال نداشته ايد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

سياه:
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند).
قهوه اي:
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.
خاکستري:
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)
آبي:
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.
سبز:
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.
زرد:
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.
نارنجي:
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.
ارغواني:
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد.
تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

 

  • افراد عاشق خود را نیازمند یکدیگر می‌دانند. در هنگام تنهایی ، نخستین فکری که به ذهن آنها خطور می‌کند یافتن طرف مقابل است.
  • آنها علاقه مندی و دغدغه خاطر را تجربه می‌کنند، یعنی میل به انجام کاری برای یکدیگر.
  • آنها احساس اعتماد می‌کنند. آنها معتقدند که می‌توانند با امنیت مطالب خود را به یکدیگر بگویند.
  •  
  • موارد دمتفاوت تجربه عشق
  •  

  • اشتباه است اگر چنین فکر کنیم که همه انسانها عشق را به یک شیوه می‌کنند. برخی عشق را به عنوان پدیده‌ای سریعا متغیر و پر راز و رمز و عده‌ای دیگر نیز آنرا به عنوان چیزی ظریف و عقلاین تجربه می‌کنند. افرادی که معتقدند اختیار سرنوشتشان در دست خودشان است، کمتر احتمال می‌رود که خودشان را به عنوان کسی در نظر بگیرید که "به دام" عشق افتاده است و یا آن که عشق را به مشابه چیزی متغییر و پر راز و رمز ببینند. در این میان تفاوتهای جنسیتی نیز وجود دارد.

    محققین گزارش کردند که مردان ساده‌تر از زنان ، عاشق می‌شوند و زنها ساده‌تر از مردان فارغ. بر اساس این تحقیق مردان در مقایسه با زنان در مقیاسهای عشق احساساتی نمره بالایی می‌آورند و زنان در جفت گزینی خود بیشتر از مردان احتیاط به خرج می‌دهند. علاوه بر این ، تفاوتهای فرهنگی نیز در مورد مفهوم عشق وجود دارد. با اینکه آمریکاییها علاقه مندی و دغدغه خاطر را بخش بسیار با اهمیتی از عشق محسوب می‌کنند اما مردمان سایر کشورها اهمیت کمتری برای آن قایل‌اند.
    ماد ظاهرا بخوبی ایجاد شده است، چرا که افراد عاشق تحمل خطاهای طرف مقابل دارند.
  • عشق شهوانی: بر اساس جاذبه جسمانی بوده و ویژگی آن اشتیاق شدید به خود فاش سازی سریع و صمیمیت جنسی است.
  • عشق دوستانه: به آهستگی و در اثر دوستیهای قلبی ایجاد می‌شود.
  • عشق بازیگر و دمدمی: ویژگی افرادی است که می‌توانند به سادگی از یک رابطه به سراغ رابطه‌ای دیگر بروند، یا همزمان و بیش از یک رابطه وارد شوند.
  • خود باختگی: نوعی عشق خود باخته ، ایثارگر ، عمقا دلسوزانه است.
  • + نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

     

    در حیرتم از مرام این مردم پست


    این طایفه زنده کش مرده پرست


    تا هست به ذلت بکشندش ز جفا


    تا مرد به عزت ببرندش سر دست ...

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  | 

    باسلام خدمت کسانی که دارن مطالب وبلاگ رو می خونن

    عزیزان همیشه و همه وقت تا کسی براش مشکلی پیش نیومده و خوب و سالم هست قدرشو بدونین

    همیشه قدر اطرافیان و فامیل هاتون رو بدونین

    متاسفانه ما تا چیزی را داریم براش ارزش قائل نیست اما وقتی یه مشکلی پیش میاد می فهمیم

    پس همیشه یادتون باشه و قدر دان باشین

    با تشکر از تمام دوستان که به من لطف داشته اند و دارند ....

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط بهمن رحمتي  |