دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس. نفس
از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم ...
خدایا
به خاطر داده هایت
و نداده هایت
و گرفته هایت
تو را شکر می گویم.
که داده هایت رحمت
نداده هایت حکمت
وگرفته هایت امتحان است.
وقتی خزانه انوشیروان را باز کردند بر لوحی از آن نوشته بود که :
هرکس این سه دارد غم ندارد. ![]()
اول صبح با یاد تو از خواب ناز بیدار می شم
به عشق دیدار تو من راهی روزگار می شم
پنجره رو باز می کنم سوی تو پرواز می کنم
با اسم زیبای تو من روزم رو آغاز می کنم![]()
![]()
کاندرین دیرکهن کار سبکباران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلی است
تا نپنداری که احوال جهانداران خوش است
عقده ی دل می گشایم
گریه ی بی انتهایم
|
معنی به فارسی |
کلمه یا جمله اصلی | اختصار در چت |
| سلام | Hi There | HT |
| حالت چطوره؟ |
How Are You? |
HRU |
| سن/ جنس /مکان | Age/Sex/Location | ASL |
| چت را ترک کرده | has left the chat | poof |
| تا آنجایی که من می دانم | Az Far As I Know | AFAIK |
| به زودی | As Soon As Possible | ASAP |
| اه خدای من | Oh My God | OMG |
| دوست پسر | Boy Friend | BF |
| دوست دختر | Girl Friend | gf |
| راستی | By The Way | BTW |
| از طرف دیگر | On The Other Hand | OTOH |
| پیغام الکترونیکی | Email Message | EMSG |
| رو در رو | Face to Face | F2F |
| متشکر از شما | Tank You | TY |
| در هر صورت | In Any Event | IAE |
| عجب . فهمیدم | Oh I See | OIC |
| فهمیدم | I See | IC |
| به نظر من | In My Oponion | IMO |
| متاسفم | I`m Sorry | IMS |
| برای همیشه دوستت دارم | Love You Foreve | LYF |
| دوستت دارم | Love Ya | LY |
| دوستت دارم | I Love You | ILY |
| جهت اطلاع تو | For Your Information | FYI |
| به بیان دیگر | In Othere Word | IOW |
| شوخی می کنم | Just Kidding | JK |
| پوزخند شیطانی | Evil Grin | EG |
| خنده شدید شیطانی | Big Evil Grin | BEG |
| خنده | Laugh | L |
| خندیدن با صدای بلند | Laugh Out Loud | LOL |
| لبخند | Smile | S |
| از خنده رو زمین غلط زدن | Rolling on Floor Laughing | ROFL |
| از خنده رو زمین غلط زدن | Rolls on The Floor Laughing | ROTFL |
| پیغام خصوصی | Private Message | PM |
| بوسه بر گونه | Kiss on Cheek | KOC |
| بسه زدن و بغل کردن | Hug and Kiss | H&K |
| متشکر | Thanks | TNX |
| بوسه روی لبها زدن | Kiss on Lips | KOL |
| بعدا | Later | L8R |
| دعا کردن | Fingers Crossed | FC |
| زود جواب نامه را بده | Write Back Soon | WBS |
| جواب نامه را نده | Don't Write Back | DWB |
| برای مدت طولانی بی خبر بودن | Long Time No See | LTNS |
| الان بر میگردم | Be Right Back | BRB |
| زود بر میگردم | Be Back Soon | BBS |
| بعدا بر می گردم | Be Back Later | BBL |
| بعدا به تو می گویم | Talk To You Later | TTYL |
| به فکر تو هستم | Thinking Of You | TOY |
| تا دفعه بعد | Till Next Time | TNT |
| بعدا می بینمت | See You Later |
SYL8TR |
| به زودی می بینمت | See You Soon |
SYS |
| می بینمت | See You | CU |
| فعلا میروم | Gone For Now | GFN |
| از دیدن تو خوشحال شدم | Glad To See You | GTSY |
| از دیدن تو خوشحال شدم | Nice To See You | Nice 2 C U |
| دور از صفحه کلید | Away From Keyboard | AFK |
| موفق باشی | Good Luck | GL |
| فعلا خداحافظ | Ta Ta For Now | TTFN |
| خداحافظ | Bye Bye Now | BBN |
| خداحافظ | Bye For Now | BFN |
مشخصات كلي متولدين بهمن ماه:
بسيار حسّاس ، استوار و ثابت قدم ، واقعاْ عاقل و تودار ، بدون ريا و تزوير ، انسان واقعاْ خوب ، دانا ، خونسرد ، رك گو ، روي خودش بيش از ديگران حساب مي كند ، مستقل ، منطقي ، عاشق بشريّت و انسانيّت ، فكر ديگران را ميخواند ، ثابت قدم ، آرامش دوست ، كمك رسان ، آسان زندگي مي كند ، پرسه زدن را دوست دارد ، داراي حسّ ششم قوي ، علاقه مند به دوستان ، آزاديخواه ، بلند پرواز ، رام نشدني ، هر جا برود بر مي گردد ، جاه طلب ، از اقرار به گناه منزجر است ، دوستان بسيار زيادي دارد ، رازدار و تو دار ، اجتماعي ، تا حدودي خودخواه و مغرور ، انتقاد را قبول ندارد ، فرشته خو ، از تعريف لذّت مي برد ، راه و روش خود را به طور دائم تغيير ميدهد ، منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي اندازد ، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي ، دوستي او عميق و شكوهمند است ، ولخرجيش از روي عقل است ، خوش قلب و مهربان ، كمحافظه ، بهترين مشاور ، پرحركت و بيقرار ، كم علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .

من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
رازها خواند دل من از سکوت هر نگاهی ![]()
غروب دوشنبه یکی از اون روهایی که آدم دلش می گیره ايميل نويسنده وبلاگ


عقل پرسید :كه دشوارتر از مردن چیست؟
عشق فرمود: فراق از همه دشوارتر است.
دیوانه ام و تو تهمت مست نزن
از کار گذشته بر دلم بست نزن
ای عابر بی خیال از دور ببین
لطفا به دل شکسته ام دست نزن
آخرین لحظه تلخ دیدار
سر بسر پوچ دیدم جهان را
باد نالید و من گوش کردم
خش خش برگهای خزان را


عکس مربوط به ایران باستان و قدمت ایران
عکس مربوط به دوره قاجاریه
عشق شيرينش مرا فرهاد كرد
او بيامد مرغ دل را از قفس آزاد كرد
او بشد ليلا و ما مجنون روي ماه او
قلب ويران مرا آباد كرد
نام شيرينش تمام تلخي عمرم زدود؟
قبل از او دنيا برايم اين چنين زيبا نبود؟
بعد از او هم زندگي هست وليكن تلخ تلخ
بعد از او اين زندگي ديگر چه سود
نمي شه اين روزا وارد روم هاي چت شد مگه اينكه شما از ياهو روم وارد شين
باید شما دیگه وارد یوزر روم نشین باید از همون یاهو روم وارد شد و آسیا گلوبال رو باز کرد و یکی از روم ها رو انتخاب کرد
اونجا دیگه همه خارجی وایرانی قاطی هستن دیگه اینم یه روش جدیده برای چت توی روم یاهو مسینجر
خداحافظي كردي يك جوري كه انگار ديگه برنمي گردي
اشكات شده بود سيل يك جوري كه انگار سراپا همه دردي
سراپا همه دردي ديگه برنمي گردي
بار غم رو شونه بردمش تا خونه
جاي خاليتو ديدم اشكا شد روونه
بجز عطرخيالت نبود از تو نشون
مي دونم كه پس از تو دلم تنها مي مونه ، دلم تنها مي مونه

شب ظلماني كور
چشمهايش پر قير
چشم شب ريخته بود
طرح ظلماني ترس
و به سلابه كشاند
نور تابيده بر عرش
شب سنگين
شب تار
شب زاغان سياه
وشب جغد پليد
همه را ترسانيد
تا به كي بايد سوخت
تا به كي آواره
تا به كي ترس و جفا
آه
من دلم مي گيرد
من دلم مي گيرد
برق چشمي در دلم ويرانه شد
مشت مي كوبيد براندام من
وحشيانه، پر تلاطم حال من
عاشقانه، پشت پرچين نگاه
مست و ديوانه شدم از چشم تو
مستي از تو ريشه مي زد دردلم
در نگاهم موج مي زد چشم تو
يك شبي با روح تو آميختم
در ميان بازوان گرم تو
در كنارت اوج خوب لحظه ها
بوسه هايم نرم بر لب هاي تو
چشمهاي تيره زنداني ام
در هواي چشمهاي تو رها
گريه هاي هاي هاي خسته ام
باز امشب يادش همراه من است
ياد آن آهنگ خوب و آشنا
من به يادش مي رسم تا بيكران
لحظه هايم با حضورشبي غم و بي انتها
آه امشب يارم همراه من است
يارم آن بازيچه پندارها
قهرمان خلوت رويائي ام
در كنارش مي رهم از بندها
در كنارش مي رهم از بندها
بتد رويا، بند حسرت، بند آه
جان فدايش مي كنم بي منتي
باز هم من مي شوم مست و رها
عاشقانه بوسه بر جانش مي زنم
صادقانه طعمه در دامش نهم
مي برم او را به اوج قله ها
عارفانه گل به گلزارش دهم
سايه گرمي آه
بر تنم خورد وگذشت
در دل من اما
آتش افكند و برفت
ديدگانش پر شوق
بر رخش لطف و صفا
در من اما همه حالت او
پر شد از وسوسه عشق خدا
چشمهاي وحشي اش دل مي ربود
چشم من اما حزين و بي صدا
دست من درجستجوي دست او
هر رو ويران گشت در آشفتگي ها رها
امشبم بي صداي آشنا بازگذشت
در دلم آه گرانيست خدا
آشيان قلب من پوسيده شد
در ديارم نيست طرحي جز ريا
در من اين بي حاصلگي تا كي بود
در سراي خود كه نامش بردگيست
تا به كي زنجير بر پايم زنند
من كه جانم همه آزادگيست
آسمان شهر من رنگش سياست
مردمانش چشمها را بسته اند
ظلمت و زندانشان باك نيست
گوئيا آنها فقط جان را طلائي ديده اند
چشمهايم خسته اند و بي رمق
بر رخم جز ماتم و اندوه نيست
در دروغ و خفت ورنگ جفا
چاره اي جز بودن و تسليم نيست
گوش كن
وزش غربت را مي شنوي
من زتنهائي خودم دلگيرم
آبهاي روحم بي ماهيست
من بدون ماهي ميميرم
من از اين بي كسي جان فرسا
در سراي دل خود پوسيدم
خانه را بسته دراني غمگين
عاقبت در دل خود ميميرم
هيچ تو دل دادي؟
هيچ خواهش مي كني؟
هيچ دستي بر نرمي
تو نوازش مي كني؟
هيچ پرسش مي كني؟
از دلي كه همدمش ويرانگريست
روزهاي جاريش
بي حاصليت؟
هيچ تو مي خندي
به رخ زيباي يك غمگين
كه دلش را برد يك شب
طوفاني سهمگين؟
هيچ تو مي داني؟
عشق جان مي گيرد
و نهال خشك كوچكمان
روزي در آسمان مي ميرد
هيچ مي دانستي؟
هيچ مي دانستي؟
تو اگر باز بيائي به سرايم
به تو مي فهمانم لذت هستي را
كه اگر خيره شوي در چشمم
مي كني تجربه مستي را
توئي آن حسرت ديرينه من
و من آن دختر بي فرجامم
كشته اي روح مرا در جسم
تا ابد در غم خود مي مانم
باز هم در سر من شوري هست
باز در چشم و دلم نوري هست
دستهاي پر خالي، پر هيچ
باز در پرتو مقصودي هست
باز در گوشه دل راهي هست
راه وصل تو مرا مي خواند
راه عشق و هوس ذاتي نيست
دل، طنين سخن روح تورا مي خواند
باز هم جاي تو امن است به دل
حسرت فاصله اي نيست مرا
تو كه با جان من آميخته اي
غم وصل تن تو نيست مرا
آه اگر روزي تو بر گردي
بشكنم تاج و غرور را
سينه ام را مأمنت سازم
مي فروشم بي تأمل آبرويم را
دانم از من مي گريزي تو
در دلت سوداي چيزي هست
آه اگر بايد چنين باشد
مي روم در تو عزيزي هست
خانه ام خالي، شبم نالان
در وجودم نام تو مانده
در شبي بي روزن و حيران
چشم من بر راه تو مانده
باز هم با من باش
با من خسته زجان
از غم دوري تو
پرم از داد و فغان
حسرت آن روزها
با تو، بر دل مانده
بي تو اما روزهاي عمرم
گنگ و باطل مانده
اندكي با من باش
ظلمتم را نور باش
در چنين تاريكي و بي حاصلي
با حضورت شاهد آن شور باش
يار
خلوتم را بشكن و يارم باش
خسته ام، بي صبرم و بي انتها
در وجودم رخنه كرده اين دو چيز
خنده ها و گريه هاي بي صدا
در اتاق سرد و بي غوغاي من
باز مي پيچد صداي نرم تو
عكس تو آنجا درون قاب من
مي كندهردم مرا مهمان تو
بودنت آرامش روح من است
جسم من آن لحظه گلزاران تو
آن اتاق ساكت و متروك من
در حضورت پر ز شور تاب تو
باز آورقلب من را
جز همان هيچم نماده
رفته از قلبم محبت
جز دل ريشم نمانده
سهم من آن تكه خون است
فاسد و محزون و راكد
حال ديگر تكه سنگ است
آن دل پرشور و عاشق
باز آور قلب من را
باز آور قلب من را
...
پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم
تني بودم به دست هر سرابي
زتنهايي دلم را تكه كردم
به هر نشاندم رهگذاري
پريشانم، پريشانم، پريشانم
در چشم خيره بر اين نارفيقان
دروغ و طرح و نقش اين غريبان
ز خود، از حال خود كردم گريزان
يك شبي بي واهمه خواهم گريخت
سوي عشق آتشين، سوي خدا
در تلاطم هاي بخت روزگار
مي دهم خود را به دست بادها
بادهاي وحشي وحشت زده
تا مرا قرباني يارم كنند
در بر چشم تر حيرت زده
اينجا اما روزها افسرده اند
در حضورم مهر دنيا مرده است
بر زبان پندارها ماسيده است
خنده هاي پر صدايم گريه اند
مرا كشتي و احساس مرا نيز
زخود دلگيرم و ناكامم از تو
منم آن دختر خود خواه و سركش
چشيدم آنچه مي يابد من از تو
همين سهم دلم بوده به خواري
همان بهتر كه نالان باشم از خود
كه مي داند دلم غمبار و ياغيست؟
خدا داند پريشان من از خود
ما يادگار دست هاي خسته از درديم
يادگار چكمه هاي مرده در سيلاب
يادگار تيرهاي زخمشان اندوه
ما يادگار روزهاي تيره هم هستيم
با پلاسي كهنه مان در زير
با چراغي مرده مان بردار
ما سوگوار مردگان جنگ تاراجيم
داغدار سيلي سرخ چپاول ها
ما،
ساكنان كوچه فقريم
ساكنان خلوت ترديد
صاحبان دستهاي خفته در زنجير
زخميان فكرهاي نو
ما؛ سربه دارانيم
فاتحان حلقه هاي دار
دار بي شهرمان،پليدان
ناجوانمردان
ما پيش مرگ دوست جوريم
كشتگان فرقه ي بيدار
صحبت امروز و فردا نيست
ما؛
قهرمان،قرن ها در ديم
قهرمان، قرن ها بيداد
دست هامان تيشه ي فرهاد
سينه هامان كوه
ليك ...
مرگمان را هيچ كس شيرين مويه نتواند
هيچمان از غم مباد كم
كه ما؛
ساكنان كوچه هاي خلوت و
حقا كه بي وفايي رو خوبم عادت مي كنن
درستكه اينجا همه پائيز رو دوست ندارن
پائيز كه از راه مي رسه پا روي برگاش مي زارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه وآرزوئي محال دارن